لب وا کن و بگو

بگو تو هم درگیر آنی که ای کاش جور دیگری می شد

که دستهایمان انقدر فاصله نداشت

با این دلهای نزدیک

وا کن آن باغ سرخی را که سالها از آن من بود

بگو...

از تنها گفتن خسته ام

بگذار بدانم در این مسیر همسفری هم هست...

/ 0 نظر / 13 بازدید